تبليغاتX
قایقران

نوروز

یکشنبه یکم فروردین 1389
نوروز یعنی هیچ زمستانی پایدار نیست... .

 

نوروز پیروز.

 

تو ازادی

یکشنبه نهم اسفند 1388
تو ازادی

در میانه ی ازمون ها و چالش های سهمگین

لبخند بزنی.

و بدان که

خود این بازی را برگزیدی.

و خود

حاکمی

بر تمامی جلوه های این کره ی خاکی.

 

دریچه

پنجشنبه هشتم بهمن 1388
ما چون دو دریچه روبروی هم

اگاه ز هر بگو مگوی هم

هر روز سلام وپرسش و خنده

هر روز قرار روز اینده

عمر ایینه ی بهشت اما اه....

بیش از شب و روز تیر ودی کوتاه

اکنون دل من شکسته وخسته است

زیرا یکی از این دریچه ها بسته است

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

 

(م.امید)

 

تو را شاید حکمتی است... .

جمعه هجدهم دی 1388

تو را شاید حکمتی است

بر گزینش انچه پیرامونت رخ می دهد.

صبر پیشه کن و پیش برو

در بهترین طریقی که می شناسی.

انگاه در یک لحظه

حکمتش را در خواهی یافت.

ان چه پیش از تولد

 می دانستی

گم نشده

بلکه پنهانش کرده ای

تا ان گاه که زمان ازمون و

یاد اوری فرا رسد.

و مطمئن باش هرگاه بخواهی

راه های زیبا جالب و عجیبی برای

به دست اوردنش

خواهی یافت.

 

پنجشنبه سوم دی 1388

یک عمر در انتظاری

تا بیابی ان را که درکت کند و

تو را همان گونه که هستی بپذیرد

و عاقبت در میابی

که او از اغاز

خودت بوده ای.

 

 

با انچه در فکرش هستی

چنان زندگی کن

که جایی برای احساسات دردمند نماند.

 

ریچارد باخ

 

بانو

سه شنبه دهم آذر 1388

تو را بانو نامیدم

بسیارند از تو بلند تر بلندتر

بسیارند از تو زلالتر زلالتر

بسیارند از تو زیباتر زیباتر

اما بانو تویی از خیابان که می گذری

نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی

کسی تاج بلورینت را نمی بیند

کسی بر فرش سرخ زیر پایت نگاهی نمی افکند

و زمانی که پدیدار می شوی

تمامی رودخانه ها به نغمه در می ایند در تن من

زنگ ها اسمان را می لرزاند

و سرودی جهان را پر می کند

تنها تو و من

عشق من

به ان گوش می سپاریم.

 

پابلو نرودا

 

 

به همین سادگی

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

به همان سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را

ترک می گوید

دل

دیگر

در جای خود نیست

به همین سادگی

 

حسین منزوی

 

کوچ بنفشه ها

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

در روزهای اخر اسفند

کوچ بنفشه های مهاجر زیباست

در نیمروز روشن اسفند

وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد

در اطلس شمیم بهاران

با خاک وریشه

در جعبه های کوچک چوبی

-میهن سیارشان-

در گوشه ی خیابان می اورند

جوی هزار زمزمه در من

می جوشد:

ای کاش... ای کاش ادمی وطنش را

مثل بنفشه ها

(در جعبه های خاک)

یک روز می توانست با خود ببرد هر کجا که می خواست:

در روشنای باران

در افتاب پاک.

(محمدرضا شفیعی کدکنی)

 

موسیقی در روم باستان

شنبه دوم آبان 1388
بعد از یونان امپراتوری بزرگ روم آغاز گردید که پنج قرن به طول انجامید . حیات فرهنگی رومی ها در ابتدا تحت تاثیر و نفوذ یونانیان بود و در همه زمینه ها از آنان بهره می گرفت به خصوص موسیقی که از اهمیت فراوانی برخوردار بود . آنها تعلیمات موسیقی را از یونانیات فرا گرفتند . ( حتی تعلیم موسیق به عهده یونانیان بود ) به این طریق موسیقی و سازهای موسیقی یونان در روم رواج پیدا کرد و به دنبال آن موسیقیدانان رومی ( حرفه ای ) به وجود آمدند . از کارهای مهمی که توسط آنها صورت می گرفت اجرای مراسم مذهبی و جشنهای درباری بود . البته موسیقی بیشتر در میهمانی ها و جشن ها به کار می رفت تا در مراسم مذهبی .
قدمت موسیقی در روم به 3000 سال پیش از میلاد می رسد .
در این کشور افراد فقیر به نوازندگی و خوانندگی به طور سیار پرداختند و اولین خنیاگران دوره گرد به وجود آمدند . به طوریکه با سفرکردن از شهری به شهر دیگر و با اجرای نمایشهای خیابانی – نوازندگی – خوانندگی و شعبده بازی موجب سرگرمی مردم می شدند که بعدها با اقتباس از آنها اپرا شکل گرفت .
وقتی که مسیحیت در روم استوار گردید در آنجا عناصری از ملوپه ( آوازی موزون که دکلاماسیون را همراهی می کند ) یونانی و لاتین با تلاوت آیات عبری ( Pslamedic نوعی شعر خوانی آوازگونه ) در هم آمیخت . آواز کلیسایی مسیحی در نتیجه اختلاط موسیقی کنیسه ها ( از راه کلیسای سوریه و حلب ) که سرشار از ظرافتهای تزیینی بود با موسیقی همو فونیک یونانی که گرایشی به خواندن اشعار داستانی داشت پدیدار گشت . گفتنی هست که یونانیان هرآنچه را که از انطباق سیلاب بر نت بدور بود مردود می شمردند و خود را چون موسیقی مجلسی به شدت از کروماتیسم بر حذر می داشتند . این موسیقی به مناسبت اجرای وحدتش با اجرای مراسم مذهبی هرگونه تمایل به توازی را مردود می ساخت . به این سبب به پلان شن ( آواز بدون میزان نزدیک به دکلاماسیون ) معروف گردید .
هم اکنون می توان تاثیر نغمات و کلام یونانی را در اروپای غربی مشاهده نمود . به طوریکه در امپروپریا که متشکل از آیین نماز و نیایش بود و در روزهای بخصوصی اجرا می شد وقتی یک گروه به لاتین آواز می خواند دسته مقابل جواب آنها را به یونانی می داد و نواهای آنها از رنگ و بوی یونانی برخوردار بود . حتی رسالات و اناجیل اربعه که در مس های ایینی پاپ در کلیسای سن پیتر توسط راهبان اجرا می گردید اول به زبان لاتین سپس به زبان یونانی خوانده می شد . اکنون نیز قطعه شعر آللویا که در دیر بارکینگ باقی مانده است متناوب به زبان یونانی و لاتین در مراسم مخصوصی خوانده می شود .
در روم مانند عصر طلائی یونان زمان – زمان پیشرفت و تمدن بود . بیشتر امپراتوران آنها به موسیقی علاقه داشتند و به رشد و گسترش آن کمک بسیار می کردند . اهمیت آن به حدی رسید که بعضی از نمایشها را بدون کلام و فقط با موسیقی اجرا می کردند که به آن پانتومیم گفته می شود .

منبع:تاریخ اجتماعی هنر

 

با من بیا

جمعه هفدهم مهر 1388

در کشور من کوهیست

در سرزمین من رودخانه ایست

با من بیا

شب از کوه بالا می رود گرسنگی با رودخانه سرازیر است

با من بیا

انان که در رنجند کیانند

نمی دانم

اما مردم منند

با من بیا

نمی دانم

اما پیش من می ایند به من می گویند ما رنج می بریم

با من بیا

وبه من می گویند

مردم تو مردم شوربخت تو میان کوه و رود با اندوه و گرسنگی نمی خواهند تنها پیکار کنند

انها در انتظار تواند ای دوست

و تو ای تنها محبوبم

ای دانه ی سرخ و کوچک گندم

پیکار ما دشوار است

زندگی دشوار است

اما تو با من خواهی امد... .

پابلو نرودا

 
Blog Skin